بچه ها بنظرتون اگه ی خواستگار باشه که بگه جوری هستین که بخاطر کسی که دوسش دارین چادری شین، بعد بگین نه من همینجوری دوس دارم باشم، بعدا نظرتون عوض شه بهش بگین من با چادر مشکلی ندارم باشه قبول به خاطر اینکه ازش خوشتون اومده، بعدا که حرف اعتقادات بشه بگین من چادر رو قبول ندارم فقط به خاطر تو میخوام سر کنم بهش بربخوره و هی بگه ینی ما مثل هم نیستیم یعنی الکی گفتی چادر سر میکنی، درصورتی که فقط به خاطر اون ادم بوده، بعد همون خواستگار دشمنتون شه، تقصیر منه؟ من گناه کردم؟
ی خواستگار دارم بعد اول گفت بخاطر من چادر می پوشی گفتم نه من تغییر نمیکنم، بعدا ازش خوشم اومد قبول کردم ولی اعتقادی ندارم به چادر بعد خوشحال شد، حرف اعتقادات شد گفتم من راستش چادر رو دوست ندارم فقط به خاطر تو قبول کردم بهش برخورد و گفت تو بازیم دادی درصورتی که اینطور نبود، بعد از من بدش اومد و دشمنم شد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.