2777
2789
عنوان

مادرشوهر

663 بازدید | 83 پست

شما بودین با این حرف مادرشوهرتون چیکار میکردین...یه شب خونه ما بودن با پدرشوهرم بچم واکسن زده بود شب بیقراری میکرد..شوهرم چون صبح میخواست سرکار بره وگریه بچه نمیذاشت بخوابه عصبی شده بود با اینکه تو یه اتاق دیگه خوابیده بود هی میومد غر میزدو چرتو پرت میگفت تا جایی که من اشکم دراومد مادرش ظاهرن با من همدردی کرد ولی بعدش رفته بود به شوهرم گفته بود چیکارش کردی مگه چقدر حساسه قدیما سربچه تو گوش مام میزدن...یه سری حرف پیش اومد گفتم شما این حرفو زدین گفت آرره من گفتم بازم میگم میخای بگم!!!...حالا به روی خودش نمیاره که این حرفارو زده انتظار داره مثل قبل باهاش عالی باشم

اصلا دیگه مثل قبل نباش باهاش

تازه بخثو ادامه داد من گفتم کاش تو همون عقد جدا میشدم گفت برو دیر تشده ماکه التماست نکردیم گفتم الان با بچه نمیشه گفت بعدن هم میگی با دوتا بچه نمیشه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ببخشید چه شوهر بیشعوری داری . مادرشوهرت بدتر از شوهرت کلا شعور صفر.‌باید بهش میگفتی تو عادت به کتک خوردن داشتی من تو خونه بابامم کتک نخوردم که الان تو اینطوری بخوای بگی

1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........‌ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته  
تازه بخثو ادامه داد من گفتم کاش تو همون عقد جدا میشدم گفت برو دیر تشده ماکه التماست نکردیم گفتم الان ...

شما خودت نشستی باهاش یکه به دو کردی و مشکلات رو ریختی وسط توقع داری التماس کنه بمونی؟

تازه بخثو ادامه داد من گفتم کاش تو همون عقد جدا میشدم گفت برو دیر تشده ماکه التماست نکردیم گفتم الان ...

حتی اگر به فکرت هم خطور کرد که روزی از همسرت جدا شی هرگز هرگز هرگز حرفی درموردش کنار خانواده همسرت نزن چون هرگز طرف شما نیستن و همدردی نمیکنن فقط مشکل رو مشکل میزارن

وا باید مادرانه رفتار میکرد

اون مادرانه رفتار کرده اما واسه پسر خودش.بعضی مادرشوهرا واقعا انسانن خوبن اما این مادرشوهر تو اصلا نباید سمتش بری سعی کن شوهرتم زیاد باهاش در ارتباط نباشن حرف یادش بده.

امیدوارم دلتون اسیر هیچ پدرسگی نشه
حتی اگر به فکرت هم خطور کرد که روزی از همسرت جدا شی هرگز هرگز هرگز حرفی درموردش کنار خانواده همسرت ن ...

قبول دارم ولی خیلی بدجنسانه حرف زد داشت منو میخورد متم گفتم کاش تو همون عقد جدا میشدم

من چیزی نگفتم خونمون بود رفتار شوهرمو دید

شما گفتی تو عقد باید جدا میشدم و حالا بخاطر بچه مجبورم بمونم و اینا.این حرفا رو به خانواده شوهر میزنن؟مگر اختلافاتت حاد باشه و بخوای بری وقتی نمیخوای طلاق بگیری این چه حرفیه پیش میکشی که اینجوری جوابت رو بدن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108