شما بودین با این حرف مادرشوهرتون چیکار میکردین...یه شب خونه ما بودن با پدرشوهرم بچم واکسن زده بود شب بیقراری میکرد..شوهرم چون صبح میخواست سرکار بره وگریه بچه نمیذاشت بخوابه عصبی شده بود با اینکه تو یه اتاق دیگه خوابیده بود هی میومد غر میزدو چرتو پرت میگفت تا جایی که من اشکم دراومد مادرش ظاهرن با من همدردی کرد ولی بعدش رفته بود به شوهرم گفته بود چیکارش کردی مگه چقدر حساسه قدیما سربچه تو گوش مام میزدن...یه سری حرف پیش اومد گفتم شما این حرفو زدین گفت آرره من گفتم بازم میگم میخای بگم!!!...حالا به روی خودش نمیاره که این حرفارو زده انتظار داره مثل قبل باهاش عالی باشم
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
ببخشید چه شوهر بیشعوری داری . مادرشوهرت بدتر از شوهرت کلا شعور صفر.باید بهش میگفتی تو عادت به کتک خوردن داشتی من تو خونه بابامم کتک نخوردم که الان تو اینطوری بخوای بگی
1400/1/18 دومین فندوق مامان خوش اومدی تو دلم ... 1400/4/9 هلنا قشنگ من دخمل نازم .... یه مامان شاد و پر انرژی که جز شادی و خوشحالی و آرامش پسرم چیز دیگه ای مهم نیست ... خونه بهم ریخته مرتب میشه چای سرد شده رو میشه عوض کرد غذای یخ کرده رو میشه داغش کرد ظرفای نشسته بالاخره شسته میشن اما هیچوقت بچه هامون دیگه ۱ساله یا ۲ساله یا ۳ساله یا ........ نمیشن پس از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت میبرم و سخت نمیگیرم ... پسر کوچولوی من مامان عاشقته
تازه بخثو ادامه داد من گفتم کاش تو همون عقد جدا میشدم گفت برو دیر تشده ماکه التماست نکردیم گفتم الان ...
حتی اگر به فکرت هم خطور کرد که روزی از همسرت جدا شی هرگز هرگز هرگز حرفی درموردش کنار خانواده همسرت نزن چون هرگز طرف شما نیستن و همدردی نمیکنن فقط مشکل رو مشکل میزارن
اون مادرانه رفتار کرده اما واسه پسر خودش.بعضی مادرشوهرا واقعا انسانن خوبن اما این مادرشوهر تو اصلا نباید سمتش بری سعی کن شوهرتم زیاد باهاش در ارتباط نباشن حرف یادش بده.
شما گفتی تو عقد باید جدا میشدم و حالا بخاطر بچه مجبورم بمونم و اینا.این حرفا رو به خانواده شوهر میزنن؟مگر اختلافاتت حاد باشه و بخوای بری وقتی نمیخوای طلاق بگیری این چه حرفیه پیش میکشی که اینجوری جوابت رو بدن