میدونی ادم یا خیلی پر باشه میره سمت نوشتن یا اگه خیلی پوچ باشه
اگه پر باشه از بند بند کلماتی که پشت هم ردیف میکنه میتونی بفهمی که بوی دلخوری،نگرانی،ناراحتی،گلگی واز این قبیل حسا میاد
اما اگه پوچ باشه هزار بارم اون متنو بخونی هاج واج میمونی !انگار با یه ادم زبون نفهم روبرو شدی یا مثل بچه ای که تازه دهن وا کرده که حرفی رو ادا کنه و تو فقط از شنیدن همون حرف نامفهومش مجبوری ذوق کنی و چیزی نفهمی
اما اونی که مرز پوچی رسیده خوب میدونه چی نوشته و نوشته هاش عاری از غم ،کینه،ته خط و معلق بودنه
و بیشتر از شما خودشه هیچ گیج و منگ مونده که اصلا چی میخواد و چی نوشته
اینجور ادما خیلی راه طی کردن ،خیلی چیزا دیدن اما یسری دیگه تو اون مسیر برخورد باهاشون کاری کردن که از هدفشون عقب بمونن و تبدیل بشن به ی موجودی که حس کنه برای خودشم سودی نداره
بنظرم تو زندگی مهم ترین چیز انتخاب ادمای درست تو مسیر زندگیه
و یاد بگیریم اگه مفید نیستیم ،مضر هم نباشیم
ژینانوشت