عزیزم حق داری بترسی منم عین شما ولی چیز ترسناکی نیس سوند برای من دردناک نبود بیحسیم نفهمیدم اصلن
در یک شب از شب های زیبا خدا تورا در دستانمان قراررداد و مارو لایق تو دانست از ان پس تو به زندگیمان رنگ ومعناو مفهوم دادی...پسرمون دارا عشق زندگیه مامانو باباش یه مردادیه جذاب
خدا کنه واس منم بعد از بیحسی بزنن ...از بیحسی چی تجربتو بگو عزیزم
به دکترت بگو برات بعد بیحسی بزنه حتما قبول میکنه. بیحسی یکم درد داشت ولی خیلی سخت نبود کلا چند ثاتیه است مثل آمپول زدنه. فقط اصلا نباید تکون بخوری بعد یهو پاهات داغ میشه دیگه نمیتونی تکونش بدی اون موقع است که بی حس شدی
منکه قبل بی حسی زدن خیلی هم درد نداره فقط نفس عمیق بکش اه و ناله کنی دردت بیشتر میشه
بعد دوسال انتظار خدا یه فرشته کوچولو گذاشت تو دلم خیلی خوشحال بودم بعد هر نمازم خدارو شکر کردم ۹ ماه تو وجودم رشد کرد و بزرگ شد وقتی دنیا اومد گفتم من خوشبخت ترین زن دنیام شوهرم دیوانه وار دوسم داشت ثمره عشقمونم دنیا اومده بود ولی نمیدونستم اینقدر عمر خوشبختیم کوتاهه یه هفته به پایان ۴ ماهگی پسرم فهمیدم فرشته کوچولوم سرطان خون داره اول ۶ ماهگی اسمونی شد اگه امضامو خوندی برای ارامش دلم دعا کن اگه مادری الهی هیچوقت داغ بچتو نبینی اگرم دوس داری مادر بشی ان شاءالله خدا دامنتو با اولاد صالح و سالم سبز کن برا منم دعا کن خدا بهم اولاد سالم و صالح بده اگه صلاح میدونه ممنون 😔