از بیرون اومده.....دیده اب قطع شده دیگه نتونسته دستاشو بشوره...
بعدش میگم بزار یکم الکل اسپری کنم..موقع اسپری کردن یکم به آستینش خورد از الکل اقا سردش شد..برداشته فحش میده میگه خره بیشعور ..منم گفتم خودتی اومدم اتاقو قفل کردم نشستم..منتظرم بره گمشه برم