من مادرم فوت کردن بعد پدرم ازدواج کرد تمام زندگیش و به باد داد شوهرم مثلاً عاشقم بود ازدواج کردیم ولی اندازه موهام کنایه شنیدم آدما عادت دارن چیزای بی ربط و به هم ربط بدن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه عزیزم با پنهان کردن که نمیشه زندگی شروع کرد. آخر که چی؟
عزیژم این حرف من نیست،حرف روانشناس هاست
این لینک رو بخون،به موضوع شما بی ربط نیست
این هم میکه قبل از جلسه ی دوم نباید بگین.اسمش مخفی کردن نیست چون بالاخره بعد از دو سه جلسه بهشون میگین،فقط در این فاصله به اونا فرصت میدین خود شما رو بهتر بشناسن
کسی که هی می گفت خیلی دوست دارم وقتی فهمید رفت که رفت.
کار خوبی میکنی همون اول میگی،وقتی احساسی شکل نگرفته برات سخته وای به روزی که دلت هم بلرزه واسه رفتنش ،اونی که رفتنیه بزار بره زودتر ،قطعا نیمه گمشده ی شما پیدا میشه که خودش اگاهانه میاد جلو و میگه در جریان همه چیز هست و براش مهم نیست
عشق یعنی همه بدونن برای اون چه کردی ولی خودش ندونه