یه هفته مادر شوهرم نگه داشتم دستش شکسته بود تو تاپیک قبلی هام هست
دیروز داداشم اومده بود کتابشو ببره تو نیمد یه موز دادم دستش گفتم تو راهرو بخور
شب شوهرم اومده رفته سر یخچال میگه تو روزه بودی کی اومده موز کم شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم اریا اومده میگه آره همتون دله دزدید وسایل منو میدید خانوادم
در حالی که شوهرم می دونه وضع مالی بابام عالیه
میخوام به خواهر شوهرم پیام بدم بگم داداشت اینجوری میگه اگر دیگه باهاتون رفت آمد نکردم دلیلش اینه