اونایی ک تاپیک های چند روزمو خوندم میدونن چی بهم گذشت،امروز عصر گریه هامو کردم،بعدش رفتم ارایشگاه،از قضا خانوم شروع کرد درددل کردن،اینکه همسنه منه ولی تو زندگی متاهلیش اوج جونیش
بهش استرس و شوک واردشد الان سینه هاش کلا کیسته،کیست تیروئید داره،تحت درمانه
فکر کردم دختر جان اون آقا معایب زیاد داشت کم
اذیت نشدی ک ،فکر کن ازدواج میکردی باهاش
همش ناراحتی و فکروخیال،بعدم اون الان خوشحال نیست مطمئنم دلش پیشه منه ولی مثل همیشه تصمیم منطقی گرفته و پا رواحساسش گذاشته خلاصه انشا... ک پشیمون شه و تو حسرتم بسوزه،دلمم نمیاد نفرین کنم ن ب خاطر خودش
بیشتر ب خاطر خانمش ک با هزار امید و ارزوبیخبر از همه جا باهاش ازدواج کرده،خلاصه ک حالش حتی ظاهری خوبه من بشینم گریه و افسردگی بعد مریض شم ک چی🤦
خدا انشاا... ی جنتلمنش ک دلش تماما بامنه و منم همچنین،بیاره سر راهم ک بگم خدایا شکرررررت که نشد با اون،
لطفا لطفا برام دعاکنید،ک زورتر ارومتر شم و زندگی روی خوششو بهم نشون بده و قسمت واقعیم بیادو خوشبخت شم