باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂
دیگه تک الکترون نیستم😅۱۴۰۴/۰۶/۲۶شدیم جفت الکترون#M🫀من مسلمانم اسلام دین کاملیست اما من نه اگه بدی از من دیدید از منه نه دین و مذهبم ولی اگه خوبی از من دیدید لطف خداست❤☕و در آخر لطفا برام صلوات بفرست تو کار جدیدم موفق بشم وخدا یه برکتی تو زندگیمون بده و چک ها و بدهی هام رو پاس کنم و زودتر عروسی بگیریم🥺❤با افتخار میگم من روی پای خودم ایستادم و زندگیمو ساختم من اون دختری نبودم که از پدرش پول میگیره اون دختری بودم که به بقیه کمک میکنه📚🌹
دیگه تک الکترون نیستم😅۱۴۰۴/۰۶/۲۶شدیم جفت الکترون#M🫀من مسلمانم اسلام دین کاملیست اما من نه اگه بدی از من دیدید از منه نه دین و مذهبم ولی اگه خوبی از من دیدید لطف خداست❤☕و در آخر لطفا برام صلوات بفرست تو کار جدیدم موفق بشم وخدا یه برکتی تو زندگیمون بده و چک ها و بدهی هام رو پاس کنم و زودتر عروسی بگیریم🥺❤با افتخار میگم من روی پای خودم ایستادم و زندگیمو ساختم من اون دختری نبودم که از پدرش پول میگیره اون دختری بودم که به بقیه کمک میکنه📚🌹