سلام من ۲۱ سال سن دارم پدر و مادرم فوت شدن همسرم درگیره اعتیاده سه ساله که من متوجه شدم اعتیاد دارم درست مصادف با تولد فرزندمون
خیلی دوسش دارم اونم منو بچم رو خیلی دوست داره واسه زندگیمون خیلی تلاش کرده و میکنه ولی اعتیادش باعث شده ارامش زندگیمون بهم بخوره چون همسرم جلوی ما مصرف نمیکنه بخاطر همین دلیل هم شبا دیر میاد خونه در کل نیاز عاطفیمون کمرنگ شده خیلی راه ها رو واسه این که نجاتش بدم کردم از جمله طلاق .تهدید بحث .با گفتاری محترمانه ولی چند ماه میذاره کنار باز دامن گیرش میشه دیگه خسته شدم نمیدونم واقعا چیکار کنم از طرفی هم کسی رو ندارم که بخوام بهش تکیه کنم همسرم هم ک اینطوری شده من مادرم رو یک ساله ک از دست دادم تا زمانی که اون بود خیالم راحت بود ولی الان خیلی احساس تنهایی میکنم طوری ک بارها خودکشی کردم
ی فکری بد جوری ذهنمو درگیر کرده که اگه من به همسرم اجازه بدم بیاد تو خونه مصرف کنه دیگه شبا زود میاد خونه من و بچم هم تنها نیستیم ولی نمیدونم کارم درسته یا نه از طرفی هم میدونم که اگه وارد زندگیم بشه کلا ارامشمو ازم میگیره تو رو خدا کمکم کنید