۲۰ نبابا دوست چی با خانوادم حق بیرون رفتن ندارم با دوستام برم اینا کلا نمیزارن زن بره بیرون تا وقتی که یا داماد داشته باشه یا عروس الان من باید یکی بیاد دنبالم مثلا برم خونه بابام ی کوچه فاصله داریم یا یکی بیاد دنبالم برم خونه مامانش با اوناام دوسه کوچه فاصله داریم البته بگما منکه مستجرم الان خونمو عوض کردم پدرمیناام تازه اسباب کشی کردن تو داستان زندگیم خونه هامون نزدیکتر بود
متاهلی تو چرا تنهایی ؟البته اینم بگما از اخرین دعوامون ب اینور گوش شیطون کر خیلی خوب شدیم البته منکه خودمو زدم کلا ب بیخیالی هر کاری میکنه دیر میاد هرچی میشه دیگه کاری ندارم باهاش کلا اروم تر از قبل شدم اونم مهربونتر شده