اوم هیچی
بعد سه سال دوستم گاف داده بود و شوهرم بهش شک کرده بود
آمارشو میگیره پدر مادر دوستم میرن مسافرت و طبق آماری ک شوهرم داشته دوست دخترش شب با یکی از اون پسرا قرار داشته
شوهرم منم چون شهر دیگه کار میکرده بی خبر ک ب دوست دخترش بگه مرخصی میگیره میاد شهرما ک مچ دوست دخترشو بگیره
از رو دیوار میره تو خونه و همه چیو میبینه بعدم دیگه کلا ابرو دختره میره و شوهرم همه چی با چشم دید دیگه
با اون کات مرد دیگه یه مدت برا درد و دل اس میداد بعد یسال پا پیش گذاشت برا ازدواج اینا