نه چی سقط
خدا نگه دار اوناس و روزیشونو میروسونه
از جبرئیل پرسیدن کجا خیلی گریه کردی و کجا به قدرت خدا پی بردی
گفت جان مادری رو میگرفتم که بچش تو بیابون به دنیا اومده بود و تنها بود خیلی گریه کردم برای بچع که تنهابود در بیابان
جان عالمی رو گرفتم که از نورانیت زیادش میترسیدم نزدیکش شم
خدا گفت این همون بچست که براش گریه کردی من نگه دارش بودم
خدا نگه دار بچه هات هست عزیزم فقط از خدا بخواه