باورت میشه فقط عکسشو دیده بودم؟ازش خوشم میومد بعد خاستگارم شد اولش چقدررررر ذوق کردم اونم عکسم دیده بود بعد یک هفته ک گذشت از خاستگاریش ک به مادرم گفته بود عین روانیا شدم به خدا گفتم نمیخام میخام درسمو بخونم ینی بعد یه هفته اسمش و مادرم میاورد میخاستم فقط داد بزنم نمیدونم چم بود طبیعی نبودم واقعا حالتام. بعد یک ماه اوکی شدم خرفش میشد اینا گفتم مامان بعش بگو باشه اوکیه. همین ک میخاست بگه. خبر رسید ک پنجشنبه نامزدیشع میخان انگشتر ببرن(:
اخ نمیدونی چقدر دعا کردم گریه کردم دروغ باشه یا به هم بخوره ولی نشد ک نشد بهمن عقد کردن امروزم رفدیم جایی ک اوناام بودن دیدمش بغضم گرف ک چرا اینقدر خر بودم. چند ماه صبر کرد ب خاطرم اما خاک بر سرم واقعا....
اخه عادی بود دلم نمیسوخت هم دوسش داشتم هم خیلب پولدار بود😑😂
خلاصه ک خاک برسرم