می دونی وقتی یه روزی بعد تمام اون دویدنا و سرگردونی ها ،خوبی ها و بدی ها برسیم به ته خط با یه ادم مواجه میشی به یه ادمی که بیشتر از همه تنها به اون ستم شده و اون بوده که بعد هر قضاوتی سه تا انگشت طرف خودش بوده کسی که پشت تمام ناراحت نشدن گفتناش قلبی از جنس بلور بود که پخش زمین شد و موقع جمع کردناش در نهایت دستای خودشو خراش داده ،کسی که برای سپر بلا شدن برای ادعایی به نام رفیق ،دوست ،فامیل،عشق،همراه تموم خنجرا جیگر خودشو تیکه تیکه کرده و تار و پودشو ربوده
کسی که بعد هر خوبی ،تمام کاسه کوزه ها سر خودش شکست و قسم خورد خوب نباشه
کسی که هر بار قضاوت شد ،تهمت خورد ،و چیزاهایی نامییده شد از طرف کسایی که حتی کوچک ترین درک و شناختی ازش نداشتن
و اون کسی نیست جز خودت ،تو و من و ما همیشه تنها به یک نفر بدهکاریم و اون خودمونیم
کسی که نمیتونی دورشان انداخت ،کسی که مثل یه سایه پوشندتت و هیچوقت نپیچوند و رکب نزد و رو بازی کرد
کسی به معنای صداقت وعظمت یک کوه
میدونی من زیاد به خودم بدهکارم خیلی زیاد
برای تمام عذاب وجدان هایی ک انداختم ته وجودم،برای تمام پرخاشگری هام،حنجره پاره کردنام ،سکوتایی که از درون یه دنیارو کر میکرد و مشتایی که لای درز دیوارا جر خورد
من برای تمام این حسای بیدار شده ی بین خودم و خودم شرمندم
برای تمام بی رحمی ها
برای اینکه همیشه خودم بودم اما کسی حتی همین خودم بودنم ندید
هی من،شرمندتم و این درمون درت نیست
ژینانوشت
یادتون باش من چاقو نمیزارم بیخ گلوی کسی ک بیاد چرتای منو بخونع
درنهایت مرس