بچها دیشب شوهرم میخواست بار ببره بعد ساعت ۱۲ شب ازخونه پدرش اومد خونه به من گفت میخوایم با برادرم بریم شوهرخواهرمو که تو یه شهر دیگس وخیلی دوره ببریم دکتر منم گفتم چرا شماها.گفت شوهرش نمیبره...بعدش رفتن بعدخواهرم زنگ زد حرف زدیم گفتم شوهرم خواهرش مریضه رفته خواهرم گفت این مشکوکه اینا بخاطر دکتر نرفتن بعد منم امروز زنگ زدم به شوهرم گفتم کجایی درستو حسابی جواب نداد گفت اینجاییم.منم گفتم مگه بردین دکتر گفت نه .گفتم امروز میای گفت نه ..من گفتم اونا دعوا کردن مگه شما رفتین شوهرم گفت تو از کجا فهمیدی گفتم همینجوری خودم شک کردم گفت آره دعوا کردن ..حالا من از این حرص میخورم خب چرا به من نگفت ..چی شده رفته.. گفت داریم میریم که ببریمش دکتر .حالا هروقت اومد چیزی بهش بگم که چرا دروغ گفته یا به من مربوط نیست اخه خودش اگه یه دروغ کوچیک بگی تا چندروز قهر میکنه باهام
عزیزم ایشون نباید مشکلات زندگی خواهرشو ک همه جا جار بزنه ب نظرم شوهرتون کار درستی کردن اصلا شما نباید گله کنی و ناراحت بشی . رفتار ایشون خیلی هم انسانی بوده
دوست خوب نی نی سایتی من،چقدر خوبه که اولین نسخت تو هرتاپیکی این نیس که ببین به نظرم شوهرت داره هرز میپره یا ببین من نمیفهمم چرا تو این زندگی موندی طلاق بگیر.چقدر خوبه که راست یا دروغ فخر نمیفروشی حالا بخاطر اخلاق همسرت یا موقعیت مالی یا...چقدر خوبه که درک میکنی عقاید مذهبی ادما باهم متفاوته،چقدر خوبه که پای تاپیک یه کاربر غمگین که داره درددل میکنه نمیای بنویسی خب که چی.من افتخار میکنم دوستی مثل تو دارم و خوشحال میشم فقط امثال تو با من حرف بزنن اینجا.زندگیت غرق شادی و ارامش🌹
به نظر من مسکلات خانوادگیو جه زن چه مرد نباید انتظار داسته باشن که طرف بگه من نمیگم امتظارم ندارم همسرم بگه اما خیلی سادست همچیو میگه که به نظر مناشتباه به منم نباید بگه