شوهرم مدت طولانی خیانت کرد منم دچار یه نوع وسواس فکری شدم همش در حال چک کردنم از عزیزترین کسم رکب خوردم.حالا دیروز یه خط خریده به من نگفته بود و من فهمیدم خلاصه الان میگه با کسی نیستم ولی نمیتونم باور کنم حس میکنم دروغ میگه آنلاین میشه منم یه دعوای مفصل کردم گفت طلاقت میدم ولی دوباره خودش زنگ زد ابراز پشیمونی و بشین سر زندگیت.خداییش توان طلاقم ندارم الان این شکم بی مورده؟
فرزندم تو هرگز به این دنیا که ارزش دیدن و زیستن ندارد نخواهی امد،و این تنها چیزیست که میتوانی به خاطرش به من افتخار کنی :)*کاربری مال دونفره.یه مجرد و یه متاهل.یه وقتایی سوالا و مشکلات بقیه رو هم میزاریم
باز شوهر بی بهانه با ادایی کودکانه هیکل چون استوانه میکند غر غر به خانه یادم آید روز اول گردنش گج. دست و پا شل پیش بابا موش میشد سر خیش تا گوش می شد دختری افتاده بودم مهربان و ساده بودم نرم و نازک شاد و چابک چشمهایم همچوو آهو عطر موهایم چو شب بو می شنیدم از لب او : حرفهایی همچو جادو : من غلام خانه زادت جان دهم هر دم به یادت گر نیایی خانه ی من میگریزد روحم از تن بعد از آن گفتار زیبا خام گشتم من همانجا 😄 شد به پا جشن عروسی کیک و شام ودیده بوسی بعد از آن دیگر ندیدم هرگز آن اوقات بی غم قسمتم یک مرد جاانی اندکی لوس و روانی بی اراده همچو یابو پر خور و مغرور و پر رو هرکه کرد این دوره شوهر خاک بر سر گشت و حیران شد پشیمان شد پشیمان شد پشیمان 😂😂
20 اسفند1400. 8 صبح روز جمعه ای که از شبش از استرس خابم نمیبرد گوشیم زنگ خورد که ای کاش نمیخورد ای کاش اون جمعه رو نمیدیدم صدای پشت گوشی که با گریه گفت بیا که بابا حالش خیلی بده. لباس مشکی پوشیدم و رفتم و پارچه سیاه روی در دیدم و پدری که دیگه نبود.اون جمعه من مردم. از اون روز هر جمعه می میرم. خدایا متنفرم از تمام جمعه هات. خدایا از چیزی که میترسیدم سرم اومد از من ک گذشت هیچکسو با عزیزانش امتحان نکن خدایا. خدایا میشه فقط یه روز پدرمو بهم برگردونی 😭خدایا دلم ازت پره ولی بازم شکرت. خدایا دومین نی نیمم گرفتی نمیدونم حکمتت چیه دلم شکسته ولی بازم شکرت 💔بابایی نی نی من ک خیلی دوست داشتی ببینیش اومد 💖 میدونم که از اون بالا واسش دعای خیر میکنی. دوست دارم🖤