2777
2789
عنوان

مامان شما هم...

199 بازدید | 40 پست

چرا انقده ادما بی مسعولیت شدن

ب مامانم میگم ببرم دکتر واس چشمم میگه نمیبرم گوه خوردی زیاد با گوشی تل و سیستم وررفتی

بهش میگم ببرم دکتر حداقل واس کلیه ام بعد شیش ماه با اصرار فردا میخواد ببره اونم بهم گف میخوام ببرم فقط بهانه اتو ببرم

چرااخهه .خییلی بار اضافه ایی هستم خستمه منم میخوام مثه خوش باهاش لج کنم 

نمیخوام باهاش برم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

قدر مادرت رو بدون.

لج نکن. 

ناراحت نشو.

خوبیهای بی نهایتش رو ببین.

یه روز نیست و فقط حسرتش رو می خوری

در تجربه ی عشق تو نزدیکی ام آموخت!        هر قدر شوی دور، همانقدر عزیزی...!

من از یه سنی به بعد همه کارای خودمو انجام دادم. دیگه منتطر نموندم کسی برام نوبت دکتر بگیره

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

قدر مادرت رو بدون. لج نکن.  ناراحت نشو. خوبیهای بی نهایتش رو ببین. یه روز نیست و فقط حسرتش ...


بخدا قدرشو میدونم اما بالحن بدی باهام حرف میزنه خستمع مگه چیکارکردم حسرت یبار بغلش ب دلم مونده فقط ارزوی مردن خودمو میکنم


از چه سنی ببخش میپرسم

حدود ۲۰ ۲۱

قبل از اونم خودم از دکتر رفتن فراری بودم

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108