بچهها همسر رفیق چندینساله داره بد ما با اون و خانمش رفتیم شمال کلی هم بهمون خوش گذشت و خانم کلی درد و دل کرد منم همینطور آن وقتی برگشتیم تهران خانمش اصلا رنگ عوض کرد اخلاقش ازاینرو به اون رو شد تمام حرفهایی که بههم زده بودیم و همه را علیه من استفاده داره میکنه و نقطهضعف منو فهمیده دست میزنه روش و اما جلوی شوهرم چنان فیلم بازی میکنه که انگار خیلی با من خوب و خیلی صمیمی شوهرم اگه من حرفی بزنم میگه تو نمیتونی با کسی دوست باشید تو نمیتونی با کسی صمیمی مشکل از تو و درصورتیکه از موقعی که برگشتیم تمام مشکلات سر حرفهایی که بهش زده بودیم و بار خودم میکنه تیکه بهم می ندازه بعدچشمشون عجیب شوره از وقتی اومدیم دوتا سرویس غذاخوری شکست چایی سازم سوخت در این حد خیلی مقایسهگر بعد خودش کسیو از خودش بالاتر نمیتونه ببینه و شوهرش بد چون رفیق چندساله شوهرم همسر نمیشه جدا کنم یا کمرنگ کنم رابطش و اینکه خیلی روی شوهرم تاثیر دارند حرفی که من میزنم شوهرم قبول نکنه اونا بگن صددرصد شوهرم قبول میکنه در این حد بعد ما قصد خرید خونه داشتیم ولی چون اینا خیلی آدمای مقایسهگر چون خونه خودشون کوچیک البته بزرگترها از ما چون خودشون دوست دارن خونهشون بزرگ کنن نمیتونن نمیذارن شوهر منم بزرگ کنه و چون خونه خودشون شصت متر شوهر منم میگن تو هم باید شصت متر بگیری یا ی زمین بگیریم با هم بسازیم
خیلی دخالت تو زندگیمون دارن ، ما خودمون با برادرشوهرام مشکل داشتیم قطع رابطه کردیم این دوست شوهرم کرم داره ک دوباره رابطه ایجاد کنه ما رو بجون هم بندازه به همه وی ما کار داره
رفاقتشون برا من شده ضرر و هیچ جوره نمیشه کاری کنم چون همسرم میپرسته دوستشو