چند بار این خوابو میبینه ،میره پیش یه آدم مومن که روحانی هم هست خوابشو تعریف میکنه ،اونم بهش میگه گناهات زیاده باید بری روی سنگ مرده شور خونه که غسلت بده
خلاصه غسال میره براش لیف و کیسه نو بیاره،اونم دراز کشیده رو سنگ غسال خونه ،تو همین حین دونفر یه جنازه رو میارن ،یکیشون میگه که این غسال کجا رفته ،این مرد هم که روی سنگ دراز کشیده یه دفعه بلند میشه میگه رفته برا من لیف بیاره!