2777
2789
عنوان

وضعیت کرونا

| مشاهده متن کامل بحث + 889 بازدید | 75 پست
آره بخدا من مهمونی خواهرم نرفتم، مامانم عمل کرده جرات نکردم با شوهر و پسرم برم یه وعده بمونم خونشون ...

تازه خیلی ها عروسی میگیرین و همش میگن خودمون تنها بودیم درصورتی که ۴۰  ، ۵۰ نفر شرکت می کنن فقط کافیه یه نفر ناقل باشه همه رو مبتلا می کنه واقعا تاسف اوره🤦‍♀️🤦‍♀️🥺🥺🥺

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

دقیقااااا من خیلی میترسم چون از فامیلامون چند تا فوتی با کرونا داشتیم

آره منم خیلی می ترسم 🥺🥺

داداشم کلاس اول میره امسال بنده خدا پیش دبستانی مجازی 

اوضاع همینطور هم باشه مدرسه هم مهر باز نمیشه کلاس اولشم مجازی 

بچگی نکرد اصلا 🤦‍♀️🤦‍♀️از بس مراقبشیم

آره منم خیلی می ترسم 🥺🥺 داداشم کلاس اول میره امسال بنده خدا پیش دبستانی مجازی  اوضاع همینطو ...

پسر منم انقد اصرار میکنه مامان دوستام همه بیرون بازی میکنن بزار منم برم نمیزارم اینم از پنجره نگاه میکنه دلم براش میسوزه

واقعا؟ الان حالشون خوبه؟ چرا اطرافیان من میگن امار کرونا دروغه؟

نه گلم اصلا دروغ نیست.منکه واقعا با چشم خودم دارم میبینم همممممه اطرافیانم مریضن.غیر از اینا تمام فامیلای دورمونم مریضن.تازه خانواده خودم دفعه دومه ک مبتلا میشن

وای کاش نمی رفتن احتمالا یه نفر توی جمع ناقل بوده  حالا که دیگه گذشت ایشالا خدا مادرشوهرتون رو ...


بله ڟاهرا یکی ناقل بود

مهدرشوهرم نه مادربزرگ شوهرم گفتم.یعنی مادر همون عموی شوهرم  ک امروز فوت کرد

مادر وپسر هستن  یعنی مادربزرگ وعموی شوهرم میشن.

و خدایی که در تمام دل آشوبی هایمان در میان تمام هست ها ونیستهایمان، در میان تمام فراز ها وفرودهایمان دستمان را گرم می فشرد وما حس میکنیم چه عمقی دارد حضور مهربانش وما چه مخلوق با ارزشی هستیم که سرمای دلمان در تنگا تنگ نا امیدی ها وتاریکی ها، در نبودها ونشدن ها، در غارت حس عمیق امنیت، به کور سویی از امید چنگ می زند و چون کودکی بی تاب از اغوش مادر، بی درنگ آرام میگیرد ومن هر روز با خویش تکرار میکنم: من خدایی دارم فراسوی تصوراتم که مرا به آغوش مهربانش عاشقانه میفشرد وچه زیباست حس مبهم دوست داشته شدن در میان تمام دلشکستن ها.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792