آره بخدا من مهمونی خواهرم نرفتم، مامانم عمل کرده جرات نکردم با شوهر و پسرم برم یه وعده بمونم خونشون ...
تازه خیلی ها عروسی میگیرین و همش میگن خودمون تنها بودیم درصورتی که ۴۰ ، ۵۰ نفر شرکت می کنن فقط کافیه یه نفر ناقل باشه همه رو مبتلا می کنه واقعا تاسف اوره🤦♀️🤦♀️🥺🥺🥺
وای کاش نمی رفتن احتمالا یه نفر توی جمع ناقل بوده حالا که دیگه گذشت ایشالا خدا مادرشوهرتون رو ...
بله ڟاهرا یکی ناقل بود
مهدرشوهرم نه مادربزرگ شوهرم گفتم.یعنی مادر همون عموی شوهرم ک امروز فوت کرد
مادر وپسر هستن یعنی مادربزرگ وعموی شوهرم میشن.
و خدایی که در تمام دل آشوبی هایمان در میان تمام هست ها ونیستهایمان، در میان تمام فراز ها وفرودهایمان دستمان را گرم می فشرد وما حس میکنیم چه عمقی دارد حضور مهربانش وما چه مخلوق با ارزشی هستیم که سرمای دلمان در تنگا تنگ نا امیدی ها وتاریکی ها، در نبودها ونشدن ها، در غارت حس عمیق امنیت، به کور سویی از امید چنگ می زند و چون کودکی بی تاب از اغوش مادر، بی درنگ آرام میگیرد ومن هر روز با خویش تکرار میکنم: من خدایی دارم فراسوی تصوراتم که مرا به آغوش مهربانش عاشقانه میفشرد وچه زیباست حس مبهم دوست داشته شدن در میان تمام دلشکستن ها.