خانوما من یک سال پیش فامیلمون رو دیدم
البته فامیل نزدیک نه . پسرعموی دخترخالمه
خونه دخترخالم که ازدواج هم کرده دعوت بودم با پدرمادرم رفتیم . نمیدونستم اون پسره هم دعوته .
با مادرش و خواهرش اومده بود (پدرش مرده)
دخترخالم شب شوهرش رفت سرکار ماموریت پدرمادر منم رفتن رفتن خونه . من چون دخترخالم تنها بود گفتم امشب وایمیسم پیشش .
مادر اون پسره حالش خوب نبود اونم رفت خونه خودشون ولی پسرش و دخترش نرفتن باش نمیدونم چرا
من موندم و دخترخالم و اون پسره با خواهرش
بعد اینم بگم که پسره داداش دخترخالم حساب میشه چون شیر مادرشو خورده و با هم راحتن
بعد نشستیم حرف زدن .