2777
2789
عنوان

شوهرم بی من رفت مهمونی

| مشاهده متن کامل بحث + 411 بازدید | 40 پست
هر چقد مهم باشه نبايد شمارو ول ميكرد ميرفت مگر اينكه اگه نميرفت مهموني لنگ ميموند و حظورش  مهم ...

ی لحظه دلم ی جوری شد وقتی دیدم همه هستن جز من حتی اونایی ک تست کروناشون مثبته انگار ک فقط من خار دارم 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

وااااای چجوری کرونا مثبتا با بقیه یه جا آخه!!!!بخدا کادر درمان گناه داره دیگه نمیکشیم ب فاطمه زهرا

نمیدونم لایو و دیدم هنگ کردم چقدر بیشعوری اخه بدون ماسک با کرونای مثبت تو مهمونی میرقصن

وای خدایا 

چه آدمهای عجیبی، یعنی یه ذره مسیولیت پذیری و وجدان نداشتند؟

به نظرم خیلی واضح که نباید می‌رفتی 

و شوهرت هم نباید میرفت، نه به خاطر تنها موندن شما، به خاطر مثبت بودن شما، ایشون هم باید قرنطینه باشه.

مگر چه قدر مهمه این مهمونی و شادی ؟ به قیمت جون آدم های دیگه !!!


فرمان روايى آسمان‌ها و زمين مخصوص خداست، هر چه بخواهد مى‌آفريند، به هر كه بخواهد دختر و  به هر كه بخواهد پسر می بخشد یا در یک رحم دختر و پسر در کنار هم قرار می دهد و هر که را بخواهد نازا گرداند ، اوست  دانای توانا.
نمیدونم لایو و دیدم هنگ کردم چقدر بیشعوری اخه بدون ماسک با کرونای مثبت تو مهمونی میرقصن

به شوهرت زنگ بزن بگو از تو حیاط سرو صدا میاد میترسم  ،برگرده😐

شادی را منتقل میکرد ، مثلِ برگِ نعناعی رقصان در فنجانِ چای . .🍃☕

حق الناسی ک به گردن این ادماس حاضرم قسم بخورم از پول و اموالی ک غارت کردن گناهش بیشتره 

با جون آدم بازی میکنن عوضیا (مهمونا)

فقط 32 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
چقد ادم اذییت میشه با این رفتار ب طور منطقی کار بدی نکرده ها اما دل ادم خیلی میگیره مردا همینن دیگ ح ...

دقیقاااااا من بودم عمرا تنها ولش میکردم برم ب مهمونی 

خوب اقای با معرفت من گفتم برو تو چرا رفتی منو با کرونا ول کرد رفته دارن میرقصن عجیب دلم گرفته ها خودم گفتم برو ولی واقعا نمیدونستم جو مهمونی اونجوره خو رفتی زود برگرد دیگه انگار ی سنگ چند تنی گذاشتن رو قفسه ی سینه ام از غصه

حق الناسی ک به گردن این ادماس حاضرم قسم بخورم از پول و اموالی ک غارت کردن گناهش بیشتره  با جون ...

چ راحت من تو مهمونی زورکیشون مبتلا شدم بعد همه چیو انداختن گردن من گفتن این اومد همه رو مبتلا  کرد درحالیکه روح منم خبر نداشت ناقلم اره واقعا حق الناسه

به شوهرت زنگ بزن بگو از تو حیاط سرو صدا میاد میترسم  ،برگرده😐

ی شهر دیگه اس مهمونی خودم چقدر نگرانش بودم گفتم شب نیای ها من نگران میشم خسته بشینی چشت فرمون ولی عجیب از بی معرفتیش دلم گرفته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز