2777
2789

مامانم خیاط و طراحی دوخته مزون داره منم تو مزونش کار میکنم.....

من یه دختر لوس نازنازوعه مامانی ام🤪بدبخت مامانم چی میکشه از دست من🥺یه دختر که همه اتاقش صورتی و دنیای صورتی داره💟یه دخی که نوتلارو میشینه یه نفر کلشو میخوره😂یه دختر که هروز لاکشو تمدید میکنه💅یه دخی که هروز با لباس مجلسیاش با مامانش قر میدههه💃

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

منم ددلم میخادبرم  ی حرفا ای هنری باشگاهی برم ولی نمیزاره😭😭😭😭

بنام خدا هیچ جای دنیا نجف علی نمیشه ...حسین جان سلام من برتوباد درتک تک روزهاکه جهان هست ماه وخورشیدهست اسمان هست امامن نیستم.  یارب صبرمرامعجزه کن❤️ب کوری دوچشم دشمنانش فقط حیدرامیرالمومنین است  انتظارپرازرنج است.وفراموش کردن رنج اور است .امارنج بلاتکلیفی ازهرچیزی بیشتراست.هیچ چیز به اندازه ادب.احترام وذات خوب نمیتونه به کسی زیبایی واعتبارببخشه 

پوشاک 

خدایا شکرت که هوامونو داری😍هوای همه دوستای نی نی سایتی هم داشته باش ،🙏الهی و ربی من لی غیرک ⁦❤️⁩پس خودت همراه زندگیمون باش و عزیزانم و در پناه خودت حفظ کن 🙏🥰😍دخترم و پسرم قد یک دنیا دوستتون دارم ⁦❤️⁩خدایا شکرت به هزار و یک دلیل  🙏🙏🙏

تو کار مبلمان و تلویزیونم

ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ  ﺁﻟﻔﺮﺩﻫﯿﭽﮑﺎﮎ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻭ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﻫﻨﺮ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻥ ﻣﺮﺩﻡ، ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩﻫﺎﯼ ﺳﻮﺋﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: "ﺍﯾﻦﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ " ﻭ ﺍﻣﺘﺪﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺍﻭ، ﮐﺸﯿﺸﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﭘﺴﺮﮎ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﯽ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.ﻫﯿﭽﮑﺎﮎ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﻢ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ : " ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻦ ﭘﺴﺮﺟﺎﻥ  نگذار عقايدش را به تو تحميل كند، ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻩ
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز