نمیدونم چرا اینجوری شد ...اصلا نمیدونم برای چی من؟؟منی که تازه دارم وارد سن جوونی میشم باید بیماری لاعلاج بگیرم...یه وقتایی دلم میگیره که چرا من؟؟مگه من چند سالمه؟من از بیماریم واقعا اذیتم...از وضعیتم متنفرم ...توی ریاضی تو کله مدرسه نفره یکمم ولی خب درست امتحانای نیمه ی اول دقیقا روز قبل از امتحان ریاضی حملات بیماری شروع میشه و دقیقا جمعه شب از بیمارستان مرخص میشم و امتحان ریاضی شنبه رو به معنای واقعی کلمه گند میزنم...اون موقع حس میکردم خدا بهم اصلا نگا نمیکنه ولی الان به این باور رسیدم ک واقعا نگفتم نمیکنه ... شایدم من دیوونه شدم ... با این وضع کرونا حس میکنم از قبل هم افسرده تر شدم بابام اصرار خاصی داری که بهم بگه من خوب میشم در حالی که خودشم میدونه بیماری من درمان نداره ...درکش نمیکنم ...واقعا چرا من؟☹
چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم/مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم/طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری/غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم/مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم/طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری/غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم