narjessgdgj مدیر استارتر عضویت: 1399/04/27 تعداد پست: 1738 عنوان سرگذشت واقعی 234 بازدید | 16 پست (سرگذشت من نیست)دختری بودم سی و چند ساله هنوز ازدواج نکرده بودم یعنی خواستگار درست حسابی نداشتم از نظر مالی و قیافه هم متوسط بودمو نیاز داشتم ازدواج کنم 1400/01/14 | 11:26 1 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
narjessgdgj مدیر استارتر عضویت: 1399/04/27 تعداد پست: 1738 بعداز مدت ها یک خانم اومد برای پسرش از من خواستگاری کردپسره سنی ازش گذشته بود و خوش هیکل ولی مریض بود ، تعادل بدنی نداشت
narjessgdgj مدیر استارتر عضویت: 1399/04/27 تعداد پست: 1738 با مادرم رفتیم خونشونو دیدیم ، چیزی کم وکسر نداشتند و وضع مالیشون خوب بود با اینکه از پسره خوشم نمی اومد ولی بخاطر خونه شون جواب مثبت دادم
narjessgdgj مدیر استارتر عضویت: 1399/04/27 تعداد پست: 1738 وقتی کامل نوشتی منو لایک کن یادممیره بشین گوش کن
سارا_جوون_80 عضویت: 1400/01/05 تعداد پست: 837 بنویس بابااز قبل برو یه جایی تایپ کن، یه جا بذار، راحت تره 💜بهترین ورژن خودت باش😉💜
narjessgdgj مدیر استارتر عضویت: 1399/04/27 تعداد پست: 1738 هر وقت جمع شدید بگید تعریف کنم خیلی شنیدنیه
narjessgdgj مدیر استارتر عضویت: 1399/04/27 تعداد پست: 1738 خلاصه زندگیوشروع کردیم، پسره مریض بود ولی میل جنسی زیادی داشت ، و هر روز بعداز خوردن ناهار رابطه داشتیم
narjessgdgj مدیر استارتر عضویت: 1399/04/27 تعداد پست: 1738 شوهرم مریض بود و کار نمی کرد و خرجشو مادرش می دادمنم گرفته بودند بهش برسم
narjessgdgj مدیر استارتر عضویت: 1399/04/27 تعداد پست: 1738 فقط کارشو ... خوب بلد بود با اینکه لجباز بود ولی به من محبت می کرد موقع غذا خوردن با قاشقش از بشقاب خودش بر می داشت و روی غذای من می ریختمنم که وسواس داشتم از غذا می افتادم