داداش کوچیکم ساعته 1شب بهم پیام داد ک با داداش بزرگم با ماشین چپ کردن و پاشون شکسته و نمیدونم بزرگه بیهوش شده و بیمارستانیم و اینچیزا منم شوهرمو بنده خدا بیدار کردم تعریف کردم اماده شده بود بره بیمارستان چون من بچه کوچیک دارم نمیتونم برم شوهرم سوارماشینش شده بود ک بره داداشم خندید گفت روغه 13بدره
تقصیرع خودمه تو تربیتش کم گزاشتم😂😂😂😂