2777
2789
عنوان

دلم خیلییی گرفته

288 بازدید | 13 پست

فردا قراره با حانواده ام سیزده به در بریم خانواده شوهرم خواهرش قرار بود با حاتوادخ شوهرش باشه که مادر شوهرش کرونا گرفته همین امروز کنسل شد منم از قبل با حانواده ام هماهنگ کردم و نمیتونم کنسل کنم با کلی اصرار من و اینکه ما تدارک نبینیم و خودشون غذاشونو‌ میارن قرار گذلشتن بیان باغ ما ، حالا شوهر من از وقتی برنامه خواهرشو فهمیده تو قیافه است که خواهرش نمیتونه باغ بیاد حرفی به من نزده ها ولی میفهمم تو قیافه اس بعد سام هم به بهانه خرید رفت بیرون الان دست خالی اومده بهش هم زنگ زدم گفتم کجایی گفت بیرونم و قطع کرد اصلا نمبدونم دلیل رفتاراش چیه نمبخوامم فردا برنامه با خانوادم دارم پاپیچش بشم و‌حرفس بزنم چون میدونم منتظره یه کلمه حرف از منه برنامه فردامونو یهم بزنه منم برادرم حانواده زنشو هم دعوت کرده رودرواسی داریم باهاشون ابرومون میره ،ولی از رفتار شوهرم خیلی اعصابم خورده مطمئنم خواهرش حتما بهش گلایه کرده که چرا با حانواده زنت هستی که ابنطوری میکنه از یه طرف هم بهش شک دارم که پای دختز دیگه ای وسط باشه و تا الانم بیرون بودن با کیه دیگه بوده چون تازگی تودعوا مبکه ازت سرد شدم و با ادمای دیگه نیازمو برطرف میکتن خیلی اغصابم خورده نمبخوام بخ خاطر فردا اوقات تلخی کتم ولی خون خونمو میخوره خیلی خستم خیلییی..

خب به خواهرشوهرتونم بگید بیاد اونجا

نزول نصرت الهی، قواعد و سنت‌هایی دارد. به میزانی که با سنت‌های الهی همراه شوید، نصرت الهی را دریافت می‌کنید و پیروزی دین خدا به دست شما واقع می‌شود....اللهم نشکوا الیک فقد نبینا و غیبت ولینا....  

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عزیرم پس امشب دندون رو جیگر بزار حرف نزن که برنامه فردات به خوبی تموم بشه فردا تو میخاستی ناهار دعوت ...

قرار بود نون بخره نخریده ، والا خانواده ام گفتن غذا. و خوراکی همه چی خودشون میارن من فقط یه سالاد اولویه درست کردم ما دست خالی نباشیم که شوهرم فهمیدم ناراحت شده من دزست  کردم همش هم‌میکفت بیار شام بخوریم گفتم برای فرداس ، نمبدونم والا چش شده ولی حدس میزنم خواهرش حرفی زده ، الانم زنک زدم گفتم بیرون چیکاز مبکنی قطع کرد به ابنم شک دارم کجا بوده که نخواسته بگه ابن فکرا مغزمو داره از هم‌میپاشه ولی فقط بفهمم خواهرش حرفی زده دبکه ساکت نمیشینم چون حرفاشون و رفتاراشون زندگی مارو داره از هم میپاشونه شوهرمم فوقالعاده طرفدار اونا و سمت اوناس

فردارو به هیچ طریقی خراب نکن و کنار خانواده خودت خوش بگذرون اما بعد تکلیفتو با همسرت مشخص کن والا ای ...

دقیقا شوهرم کلا از اول عید اخلاقش عوض شده همش حرف از خیانت و ابنا میرنه نمبدونی تو دلم چیا میگذره ۶ ساله زندگیمو و جووونیمو گذاستم برای این زندگی اول ازدواجم پدر شوهرم فوت کرد نا همین دوسال پیش در حال جمع کردن شوهرم بوذم حالش بهتر بشه یه سفر دو‌تفره با شوهرم نرفتم با خلنوادم رفتیم مسافرت یا دو‌نفره بوذیم مادرشو اورد هیچی نکفتم سکوت کردم همه تعطلات و مناسبتها تا به امروز با خلنواده اون بودم ناپیکای قبلیمو بخون بیین چه رفتارایی که از شوهرمو‌و‌خانولدش دیدم و‌بخشبدم ولی هز کی صبری داره دیگه صبر منم داره لبریز میشه فقط تنها غصه ام اینه چرا تزش بچه دار شدم..

دقیقا شوهرم کلا از اول عید اخلاقش عوض شده همش حرف از خیانت و ابنا میرنه نمبدونی تو دلم چیا میگذره ۶& ...

مردی که رفتنی هستش رو جلوشو نگیر بزار بره بدرک .منم اوایل رو همسرم حساس بودم چندبار باچشم خودم چیزایی دیدم که هنوز که هنوزه شک دارم و این شک تا ابد با من هستش و من بخاطر اینکه دل مادرم نشکنه و تو فکرزندگی من نباشه ساکت موندم و الان کارای همسرم دیگه برام مهم نیست سعی کردم وابستگیمو کمتر کنم 

مردی که رفتنی هستش رو جلوشو نگیر بزار بره بدرک .منم اوایل رو همسرم حساس بودم چندبار باچشم خودم چیزای ...

منم فقط به خاطر دخترم میمونم تا به یه سنی برسه که از اب و‌گل در بیاد ولی دیگه حس منم داره از بین میره زندگی ما دیگه زندگی نمیشه پرده حرمت بینمون پاره شده شوهرم مقصره خیلی خواستم زندگیمو‌ نگه دارم نشد خانواده اش هم با دخالتاشون نزاشتن زوزی به اخر خط برسم هر چی تو دلمه به خانواده اش میگم و فقط دعام ابنه کاری که دارن با زندگی من میکنن سر زندگی خودشون بیاد همین

گلم به شوهرت شام ندادی گذاشتی برای فردا خانوادت!!!!حالا یه بشقاب میوردی میدادی بش؟!خواهرشوهرت کنسل کرده ،میدونی شوهرت ناراحته یه کلمه بگو بیادپیش ما ولی چون خانوادت باش راحت نیستن نمیگی!!تا الان که حرف خودتو پیش بردی نه شوهرتو!!!

گلم به شوهرت شام ندادی گذاشتی برای فردا خانوادت!!!!حالا یه بشقاب میوردی میدادی بش؟!خواهرشوهرت کنسل ک ...

کی گفتم شام ندادم!! من برای شام زرشک پلو‌با مرغ درست کرده بود جدا میگفت سالاد اولویه بیار گفتم اون برای فرداس اول دذست بخونید بعد نظر بدید،خواهر شوهر من همین امروز۵ شنبه خلنواده شوهرش قرار بود بیان باغ شوهرش به شوهرم کفته بود شما نیاید ما مهمون دارید سیزدهم بیاید حالا برنامه اشون کنسل شده دلیل نمیشه برنامه مارو هم خراب کنن اونا خانواده شوهرش بودن مارو دعوت نکردن چون راحتنبودن ما هم باشیم پس الانم نباید توفعی داشته باشن ما به اوناربگیم و ناراحت بشن خودشون اینجوری خواستن و روز تعیین کرذن

قرار بود نون بخره نخریده ، والا خانواده ام گفتن غذا. و خوراکی همه چی خودشون میارن من فقط یه سالاد او ...

عزیزم همه شوهرا اینجورین من الان سیزده بدر ترفتم خونه مم گفتم بیا بریم با خونواده من گفت نه با اونا کم نرفتیم با خونه خودشونم که من نمیرفتم گفت هیچ جا نمیریم تو خونه هستیم الانم که اون خوابه  منم دراز کشیدم ساعت ۱۰صبحه 

  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز