تموم بارداریم راحت و بیخطر بود
خیلی دوست داشتم طبیعی زایمان کنم
3فروردین دردام شروع شد
صبح 4فروردین رفتم بیمارستان 4 سانت بودم
بستریم کردن بعد آمپول فشار زدن و ضربان قلب بچه افت کرد دستگاه همش چراغ میداد
دردام به کنار استرس قلب بچه به کنار
کیسه ی آبو اومدن پاره کردن نمیدونم چرا
بعد حدود نیم ساعت اومدن معاینه گفتن سزارین اورژانسی
اصلا نفهمیدم چیشد و سزارین شدم اتاق عملو که دیدم دنیا رو سرم خراب شد و 9روزه تو خلوتم خودمو سرزنش میکنم که چراااا رفتم بیمارستان چرا بستریم کردن چرا سزارینم کردن چرا آخه
از درد شکم و واژن بخیه ها 9روزه هلاکم
اصلا حس خوبی ندارم حس شکست دارم چون سز شدم و طبیعی نشد
حس میکنم ناقص شدم دیگه خوب نمیشم دیگه نمیتونم برم باشگاه و بدنسازی
نمیتونم شکمم رو گن ببندم نمیتونم خودمو خم و راست کنم حس زایمان طبیعی رو از دست دادم خیلی دوست داشتم تجربه کنم
کلا تموم وجودم پر غصه شده بخدا
از من ضعیف ترا و پر مشکل ترا طبیعی تونستن اونوقت من نتونستم
اونا کاملا سالم و راحتن و من شکمم پاره شده و تا ابد جاش موندگاره