منه بدبختم بعد ی عمر عاشق شدم داشتیم تموم میکردیم ننم فهمید من ولش کرده بودم ونمیخواستمش واقعا بعد اونی ک عاشقش بودم اومد خاستگاری ب خاطر حرفای ننم گرفتمش هیچ کس نمیدونه البته یکم خوشحال شدم ولی واقعا ب خاطر حرفای ننم گرفتمش داشتم دیوونه میشدم همه میگن خوش ب حالت ب عشقت رسیدی خداشاهده قبل ازدواج مثل معتادایی ک مواد ترک میکنن از شب تا صبح درررررد کشیدم ولی وفتی صبح پاشدم اصن نمیشناختمش و ترکش کرده بودم اما الان دوباره معتادش شدم
پسر خوبیه هااا اما لجباز فاصله سنیمون زیاده منو درک نمیکنه کارایی ک دوس دارمو انجام نمیده منوبیرون نمیبره تفریح نمیبره همش چسبیده ب کارش