خیلی ناراحتم...اگه تاپیک های قبلیم رو هم بخونید بهتر متوجه میشید....
من بخاطر کم خونی شدیدم همیشه بی حوصله ام..
تو زندگی با این که ۱۶ سالمه کلی مشکل دارم مالی تحصیلی و مشکلاتی که ریشه دارن...بخدا هیچکس نمی فهمه من و...
مامانم انقدر پیش بابام بدم و گفته که امشب بابام گفت تو به مامانت بد حرف زدی جلو مهمون..میگی فلان و...در حالی که من اصلا تا دعوامون نشه با مامانم بد حرف نمی زنم یا چیزی نمیگم جلو مهمون هم دعوامون نشد...اگه کاری بهم بگن شاید انجام ندم اما چیزی هم نمی گم...میگم بابا وقتی من این حرف و نزدم تو از کجا می دونی میگه مگه کورم بخدا حالم بده دلم شکسته...وقتی نگفتم نکردم چطور میگه دیده...من ساکت می شینم مامانم آبرومو می بره بخدا از همه عالم و آدم شماره مشاوره میگیره من و ببره الان چند وقتیه می رقصم شادم مامانم بهم میگه دلقک بابام میگه دیوونع ای و فلان..دیگه نمی دونم چیکار کنم..مامانم من و پیش همه بد کرده بابام هم همه اش یا فوشم میده یا زخم زبون.. مامانم هیچ وقت تو بچگی مراقبم نبود..دلم از کودکیم هم شکسته اس...الانم دارن دلم و میشکونن...هیج وقت نمی بخشمشون