بدم میاد؟
چون یه سال اول زندگی در حقم نامردی کرد اونقد باهم دعوا میکردیم ک داعم کارم گریه بود
ولی الان یه ساله ک عوض شده کمتر از گل بهم نمیگه ادعای دوس داشتنمو داره شب و روز در تلاشه خوشحالم کنه
همش میگه منو بخاطر اون یه سال ببخش
ولی من هرگز فراموش نمیکنم روزای تلخمو
همیشه میپرسه دوسم داری منم بهش میگم نه ندارم
درحالی ک دوسش دارم ولی نمیتونم ببخشمش
خیلی دلم میخواد یه روز پیشش منفجر بشم و هر چی از اون سال تو دلم مونده بهش بگم از حرفای تلخی ک بهم زد طوری ک قلبمو تیکه تیکه کرد خوردم کرد با حرفاش...
هر لحظه یادم میاد ازش کینه ب دل میگیرم گریه م میگیره
حالا بنظر شما وقتی حرفی از اون یه سال افتاد دلخوری هام و کینه هامو بگم بهش یا تو دلم نگه دارم و دیگه اون قضیه هارو هم نزنم؟