مریضه ۴ماهه اسیرم میام اینجا تازه از جاش بلند شده من غذا درست کردم فسنجون اومد رب خالی کرد توش با شیره گفت پدرشوهرم اینجوری میخوره ۴ماه اشپزی کردم یادش نبود الان که از جاش بلند شده باز اومده سرک میکشه منم بدم میاد اشپزی میکنم یکی دخالت کنه حرصمم دراومده فقط سکوت کردم و قیافم عوض شد انقدر رب ریخته ترش کرده شیره هم هرچی خالی میکنه بازم معده ادمو میسوزونه میگه فسنجون ما باید رنگداشتهباشه روش ما بااینا زمین تااسمون فرق داره واااای دلممیخاد خفه اش کنمفقط
ميشه لطفا براي حل مشكل مادرم دعا كنيد؟😔 ، لطفا اگه دعا كرديد بهم بگيد تا براتون حمد و ذكر يونسيه بخونم، خيلي سخته مادرت جلوي چشمات آب بشه و هيچكاري ازت برنياد، خدا رو بابت تمام نعماتي كه به من ارزاني داشته، شكرميكنم، ممنون ميشم در تاپيك چالش ناشناسم شركت كنيد🙂🌹 https://harfeto.timefriend.net/16393378956800