عادت داریم. شبا با ماشین سه تایی (دوتا داداشام و. من) میریم بیرون ولی حیف که الان ماشینمون رو فروختیم جایی نمیریم
خلاصه ،یه شب رفتیم بیرون گفتم. من. میخوام
ماشین رو برونم زیاد گفتم اوناهم گفتند باشه بیا. رفتم داداشم توضیح داد که اون گازه ،اون ترمزه و....
منم خیلی اعتماد به سقف داشتم خیلی. ریلکس ماشین رو روشن کردم بعد چند دقیقه میخواستم ترمز رو. بگیرم نمیدونم چی شد ترمز و گاز. رو باهم. گرفتم وایییی اونجاهم خاکی بود یه خاکی بلند شد بعدشم. ماشین رو هر. کاری کردیم دیگه روشن نشد پیاده اومدیم خونه که دوساعتی طول کشید
همش میگفتند بیا اینم ماشین. سواری دختر ،اینم ماشین. سواری دختر😐