2777
2789
عنوان

اینایی کہ شکست عشق سخت خوردن

85 بازدید | 9 پست

من مجردم و شاغل، یکسالہ با کسی آشنا شدہ بودم تحصیلکردہ و کارمند رسمی، یہ عقد ناموفق و یہ بار ھم بعد از چند سال زندگی مشترک جدا شدہ بود، پنج ماہ پیش عقد کردہ و بہ من نگفتہ بود، فکر کنید ۳ ھفتہ پیش با ھم رفتیم رستوران، ھفتہ ی پیش بھش کادوی تولد دادم، خبر ازدواجشو تو لایو خواھر زادش دیدم، نمیدونست من فالوورش ھستم، تا دیدم داغون شدم، سہ روزہ یہ ثانیہ ھم نخوابیدم، خیلی بھم بدی کرد ولی من در حقش خیلی مھربونی کردم، حتی بدھی داشت براش وام گرفتم، البتہ وامشو پرداخت کرد، الان دخترہ خیلی خوشبختہ، وقتی بھش گفتم چرا بھم نگفتی زن داری، تازہ فحشم داد و گفت آویزون، الان رفتہ مشھد و تو عشق و عاشقی غرقن و من اینجا فقط دارم اشک میریزم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اشک نریز. ارزششو ندارن. با توجه به گذشته اش منتظر باش با اینم بهم بزنه. کلا روی این موجودات نباید حساب باز کرد. اصلا همه وقت و فکر و احساست رو نریز به پاشون. حتی اگر شوهرت باشه. اینو منی میگم که اساسی رکب خوردم از کلاهبردای بنام شوهر سابقم!خوشبخت باشی

آخہ دیگہ این دفعہ مجبورہ بسازہ چون دیگہ با دو طلاق کہ نمیاد جدا بشہ، دخترو رو سفت میچسبہ و خوشبختن

 کلا میگم رو این جور ادما نمیشه حساب کرد شما خودتونو زیاد درگیر این ادم نکنین ارزشش نداره 

خودت باش
اشک نریز. ارزششو ندارن. با توجه به گذشته اش منتظر باش با اینم بهم بزنه. کلا روی این موجودات نباید حس ...

دیگہ این بار باید بسازہ چون دیگہ با دو طلاق کہ نمیاد جدا بشہ، دخترو رو سفت میچسبہ و خوسبختن

2790
2778
2791
2779
2792