یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
تصور می کنم تو هر روز قشنگ تر می شوی و من هر روز عاشق تر،گویی همه اشعار و منظومه های عاشقانه را برای تو سروده اند عزیزم.کلمات حقیرند و من ناتوانم، ناتوان از گفتن این که چه اندازه تو را دوست دارم❤️🍓
دلم برای شبای خونه روستایی مادربزرگم تنگ شده شبایی که رو لحاف و تشک یخ غلت میزدیم شبایی که با صدای قور قور قورباغه ها جیر جیر جیرکا خوابمون میبرد آخ که چه آرامشیییییی
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
نمیدونم چرا انتظار دمپایی رو فرشی با طرح خرگوش داشتم 😂😂😂😂😂😂😂❤️
تصور می کنم تو هر روز قشنگ تر می شوی و من هر روز عاشق تر،گویی همه اشعار و منظومه های عاشقانه را برای تو سروده اند عزیزم.کلمات حقیرند و من ناتوانم، ناتوان از گفتن این که چه اندازه تو را دوست دارم❤️🍓