از دست شوهر بی فکرم.... مدیر ساختمونه بعد همسایه ها هرمشکی داشته باشن هی میان ب این میگن ،، مثلا فلان همسایه سر و صدا داره ، فلانی اشغال میریزه و از این حرفا
الانم ک دوتا خانومن تو ساختمون ک باهم درگیرن و هی میان ب شوهر من میگن
خلاصه ک دیشب بهش گفتم باید بذاری کنار مدیریت رو
میگه نه،تو چرا نمیذاری کارمو انجام بدم ،اینجوری کنترل ساختمون دست خودمه، معلوم نیس یکی دیگه مدیر بشه ساختمون ب چ روزی بیفته و ازاین حرفا
از دیشب باهاش قهرم و اونم برا خودش توی حال نشسته
خیلی ناراحتم.... حاضر نمیشه بذاره کنار احممممممق