من با یکی بودم خیلییی به خواسته هام احترام میذاشت.با اینکه پسره آزادی بود.مشروب میخورد پارتی میرفت یه وقتایی.با دخترا راحت دست میداد روبوسی میکرد ولی با من اونجوری ک میخواستم برخورد میکرد.حتی با دوستاش صحبت کردنی بد دهن بود.شاید با دخترایی ک دوست معمولیش بودن هم بد دهن بود .یعنی خیلی حرفارو راحت جلو هم میزدن.ولی میدونست ک من بدم میاد از بد حرف زدن بهش گفته بودم جلوی من درست حرف بزن جلوی من اصلااااا حرف بد نمیزد.یه بار من خواب بودم با دوستم داشتن توی گروه با یکی بحث میکردن.بعد ب دوستم گفته بود حیف ک دنیا (من)بدش میاد از حرف بد ب خاطر همین نمیتونم فحش بدم چون بعدا میاد اینارو میخونه 😂بعد اینکه با اینکه روابطای دورش خیلی ازاد بود.دوستاش و دوست دختراشون رابطه داشتن یه سریاشون و براش عادی بود.من بهش گفتم من خط قرمز دارم نباید از خط قرمزای من رد بشی.بوس روی لب و بغل و اینا نیست تعطیله .اونم گفت چشم.و دیگه اصلاااااا نه همچین چیزی خواست نه همچین حرکتی کرد هییچ وقت با اینکه جاهای خلوتم بودیم.هیچ وقتم ازم نخواست ک برم خونش.وقتی هم ک هنوز یه ماه نشده بود با هم بودیم منو به همه خانوادش معرفی کرد.خواهراش زنداداشش خواهر زاده هاش.توی حرفامونم حرف از نامزدی و اینا میزد.مثلا میگفت اره توی نامزدی میریم فلان جا .یا مثلا توی نامزدی فلان چیزو میخرم.اینجوری بود ک مشخص بود دوسم داره