دایی و خاله هاش برا عید اومدن شهرشون کل ۴،۵ روزو باهم بودن از من یه سراغی نمیگرف حتی شبا که یکی دوساعت حرف میزنیمم نیم ساعت میومد میگف خستم میخابم بعد میدیم انه
بعد میاد از گردشاشون میگه عکس خودشو میفرسته میدونه حساسم هی ازشون تعریف میکنه که اینقد دوسشون دارم ، در واقع با اومدنشون منو یادش رفته ، یه دختر خالم داره دو سال ازش کوچیکتره
خودش خوش و خرمه تا میاد حرف بزنیم کل انرژیمو میگره اونقد که حرصم میده همه حرفاش دوستت دارماش فقط درحد حرفه این کاراش ینی چی که هی میاد میگه با اینکه میدونه بخاطر وقت نزاشتنش ناراحتم؟ چیکار کنم؟