2821
2789
عنوان

بهم میگفت...

| مشاهده متن کامل بحث + 552 بازدید | 58 پست

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

جز صبوری ازش چیزی ندیدم

وقتی میخاستیم همو تصویری ببینیم میگفت ارایش نکن من تو رو بدون ارایش قبول دارم

پیشش خیلی راحت بودم خود خودم بودم ادا نمیومدم

اونم همینطور

باهم خوب بودیم اما دعوا زیاد داشتیم میگفت تو بچه ای اخلاقات بچگونس اما درستت میکنم

حرفات مثل رماناست رویاییه ولی این زمونه تو ازدواجم باید دقت کرد چه برسه اون حرفای اول همین که کسی بگه بهتر از توزیاد هست برام میفرستادیش پیش بهتراش

یکسار تمام باهم بودیم

فامیل بودیم و همو فقط از دور دیدیم

هر چی میگفت قبل خواستگاری بیا یه بار از نزدیک ببینمت قبول نمیکردم

دیگه انقد ندیدمش که دیگه بهم نمیگفت

میگفت ادم تا یه زمانی شوق یه چیزیو داره

پسرای خیلی زیادی بهم پیشنهاد میدادن خیلی پولدار تر و با موقعیتای بهتر

اما هیچکی اون نمیشد 

اوایل از قیافش بدم میومد ولی اخلاقش اینقدر خوب بود ک جذبش شدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز