2821
2789
عنوان

🧿🧿🧿چشم زخم🧿🧿🧿

| مشاهده متن کامل بحث + 416 بازدید | 34 پست
این سحر و جادو  و چشم زخم نیست .‌پیش میاد  سعی کن جمع کنی بحث رو . مثلا یه مورد بگو بگم ...

مثلا یه شب خواهرشوهرمو بردیم دور بزنیم.همسرم حوصله نداشت.یه کم گشتیم و برگشتیم.بعد خواهرشوهرم ناراحت شد و به پدرش گفت که کم گشتیم.منم همینکه گفتم اره کم بود.همسرم ناراحت شده بود که چرا پشت اون در اومدی.من که بردمتون گشتین.😔😔.خواهرشوهرم دوازدهمه

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

چ جالبه این.مرسی گلم

من همیشه انجام میدم خیلی خوبه اطرافیانمم وقتی چش میخورن زنگ میزنن بهم😂راستی یه روش هم هست این ایت الکرسی رو بازعفران بنویسی توسینی تمیز بعد ب نیت چشم زخم خودتو شوهرت بخورید خوب میشید

مثلا یه شب خواهرشوهرمو بردیم دور بزنیم.همسرم حوصله نداشت.یه کم گشتیم و برگشتیم.بعد خواهرشوهرم ناراحت ...


:(

بعدش اسم اینو میزاری چشم زخم ؟ 

میگفتی همسرم خسته بود نیاز به استراحت داشت . ان شالله یه وقت دیگه :(

نمیخواد دیگه دعا کنید :(  حاجت روا نشدم :(
:( بعدش اسم اینو میزاری چشم زخم ؟  میگفتی همسرم خسته بود نیاز به استراحت داشت . ان شالله یه و ...

نمیدونم.واقعا نمیدونم چرا بیخودی بینمون فاصله میوفته.همسرم میگه وقتی برمیگردیم فکرمیکنم همه رو بیشتر از من دوست داری.الانم من امشب خونه مادرمم.اونم خونه مادرش.گفتم دلم برا بغلت تنگ شده.میه اگه تنگ شده بود الان پیشم بودی.همش ناز میکنه سرم.خوب گفتم تو دلت تنگ نشده که الان اینجا نیستی.بعدش گفت بی خیال.همسرم دوست داره شبا باهم بخوابیم حتما.اما خانواده ش دوست ندارن هر بار من خونه مادرم میخوابم،اونم باهام بیاد.بعد همسرم از من فاصله میگیره.

نمیدونم.واقعا نمیدونم چرا بیخودی بینمون فاصله میوفته.همسرم میگه وقتی برمیگردیم فکرمیکنم همه رو بیشتر ...


خب مشکل نیست که . راحت بگو من دلم میخواد خونه مادرم پیش هم بخوابیم . اگه گفت تو بیا پیش من بخواب  خانوادم‌نمیزارن . بگو عشقی عشق دلم میخواد با عشق الان اینجا پیش هم بودیم . تو بیا .‌.‌ 

زبون بریز الکی دیگه 


نمیخواد دیگه دعا کنید :(  حاجت روا نشدم :(
خب مشکل نیست که . راحت بگو من دلم میخواد خونه مادرم پیش هم بخوابیم . اگه گفت تو بیا پیش من بخواب &nb ...

اگه بهش بگم بیا که میاد.اما نگرانش میشم که بهش بگن چرا نمیای.که حتما هم میگن.ولی بی خیال دیگه.همسرم تک پسره

اگه بهش بگم بیا که میاد.اما نگرانش میشم که بهش بگن چرا نمیای.که حتما هم میگن.ولی بی خیال دیگه.همسرم ...


بیا . اینو میگی بحث میشه دیگه .

پس بدون چشم زخم‌نیست .‌مشکل از خودتونه 

نمیخواد دیگه دعا کنید :(  حاجت روا نشدم :(
اره.میگم ناراحت نشن اونا.کلا من بیخودم.همیشه نگران همه م.


الان شوهرت مهمتره ‌ . راحت بگو شوهرمو دوس دارم عاشقم . 

الان شوهرت فکر میکنه تو  اومدی خونه مامانت ، شوهرتو رو فراموش کردی و برات مهم نیست .

ولی از تو گفتن . اگه اومد که اومد . بلاخره خانوادشم درک میکنن . نیومد حتپداقل نمیگه زنم تا مامانش رو دید منو ول کرد ..




نمیخواد دیگه دعا کنید :(  حاجت روا نشدم :(
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز