من ذهنم منحرفه................................................ببخش..............................برم با اسید مغزم رو شست و شو بدم......................................
خدااایاشکرت هوامو داری.......خدایاشکرت تا قبل از 1فروردین 1402 خبرهای خیلی خیلی خوبی بهم میرسه...😍و به ارزوم رسیدم خدایاشکرت
من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت " در تهاجم با زمان آتش زدم ، کشتم" من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم " یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم " من زمقصد ها پی مقصودهای پوچ افتادم " تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم " من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت . بهارم رفت . عشقم مرد . یارم رفت