سال تحویل پاشدیم رفتیم خونه مادرشوهرم شبم موندیم،فرداش برگشتیم آقا باهام دعوا داره که چرا خوشحال نبودی خیلی؟دیروز دیدم اینجوری میکنه حرصم گرفت گفتم، کدوم یک از عروساتون خونه مادرشوهرشون بودن فقط من اومده بودم،تو همه ی مراسماتون هیچ کدوم از عروسا نیستن،من هستم،این رفتارات به جای قدردانیته بعد قاطی کرد که چرا کن گفتم قدردان نیستی،الانم قهر کرده،دیشبم رو مبل خوابید😳😳یعنی هر کاری کنی باز این مردا بی چشم و رو هستن
اون کسی ک نظرش بر خلاف نظر شماس دشمنت نی ی انسان دیگس تو این کره خاکی:)خیلی دوس دارم ب اونایی ک میان ب ادما میگن تو هنوز بچه ای و ممکنه این مسئله رو درک نمیکنی بگم سن آدما فق و فق ی عدده ممکنه ی بچه ۱۵ساله فکرش اندازه ی ادم ۳۰ساله کار کنه:))))) اگه قرار باشه همه نظراتشون یکسان باشه اصلا دنیا قشنگ نبود باید حتما زشتی باشع ک زیبایی قشنگ بنظر بیاد✨
منم اینجوری بودم مادرشوهرم واسمون زهره مار کرد اما شوهرم طرف منوگرفت چون مادرشوهرم خرابش کرد شوهرم باهاش دعواکرد خداروشکر همیشه پشته منه تاخونوادش،امامادرشوهرم همیش همه مناسبتارو زهره مارمیکنه
ولش کن کشش ندید مثل من دعواتون عمیق تر میشه دیگه نمیشه کاریش کرد گور بابای پدر شوهر مادر شوهر عیدتون خراب نکنین مردا همه اشون یجوری تو این عیدم سر دید و بازدید حساس تر میشن