2777
2789
عنوان

دلم خیلی گرفته

185 بازدید | 18 پست

من و شوهرم خیلی مهربونیم دربرابر بقیه اطرافیان واسه همه دل میسوزونیم . کسیو مسخره یا تحقیر نمیکنیم . نداریم پول زیاد ولی اون کمم ک داریم کمک حال بقیه میشیم . وقتی بقران خانوادم بیان واسشون کم نمیزارم از شیر مرغ تا جون ادمیزاد میخره شوهرم . تا جایی ک تموم کن اون خوراکی یا غذا رو میخورن خودشون میرن یخچالو باز میکنن اونقدر ک راحت گذاشتمشون . با این حال میگن به کجا خرج میکنید حقوقتونو چ خبره و فلان . پیش خودم ب بقیه میگن سحر اخلاق نداره رفتنی خونش پاچه میگیره . مثل بقیه جاها غذا و اینا میزاره جلومون یا نمیزاره . شوهرم بخدا صد بار خانوادم بیان بمونن ی بار خانوادشو دعوت نمبکنه . اونقدر ک ب اینا احترام میزاره به خانوادش آبگوشنم دادنی حتی بدون گوشت بخدا میخورن تعریفم میکنن جلو همه مثال زدم بدون گوشت یعنی اب خالی هم بدی اصلا حرف درنمیارن . ولی خانوادم هر بار بیان با جون و دل وسایل خوراکی میخریم با زور میخورونیم . باز جلو خودم میگن اخلاق نداره کار خاصی نمیکنه ما رفتنی و حرفای بدتر . امروز عیدیمو اوردن ک سوری بود میخوام بدم به مامانم وام ازدواجو بریزه . یک کیلو اجیلو نصفشو تموم کردن ۳ نفری خودشون اوردن جز بار اولی ک من اورده بودم دندون داداشم درد میکردا زنش میگفت نخور بعد بگی دندونم درد میکنه باز میخورد انگار مجبور بود رفت مبوه و شیرینی رو اورد چنان میخورد ک انگار ما رفتیم خونش خیلی خوردیم اون عوض داره درمیاد جا نداشتا با زور میخورد کباب و برنج پخته بودم با گوشت فقط . همه رو خوردن بخدا بقران بحث خوردن نیس جلو روم به بقیه بعدا میگن ک سحر نمیرسه ب مهمون مگه چی گذاشته جلومون یا همه رو اورد یدفعه بخوریم ک دیگ نیاره . بعدشم خونمونو انقدر کثیف میکنن پا نمیشن ی لباس بردارن بزارن اونور .

. بعد من میرم حمالیشونو میکنم . بعد میگن سحر نمیتونه کار کنه نمیریم خونش بخدا ی حرفایی جلو روم و پشت سرم گفتن شاخ درمیارم وقتی میشنوم .شوهرم ۱۵ کیلو میوه میخره همه رو دو روز تموم میکنن میرن بعد میگن ما دوتا خوردیم باز میگم بحث خوردن نیس بخدا بحث اینک همه کار میکنم ی دنیا خرج میکنم بعد میگن سحر سگه مهمون داری بلد نیس . ابجیم که خسیسه دو قاشق خوزشت میریزه رو غذای هر کس میگن خیلی زیاد پختی . واقعا دارم میسوزم . امشبم داداشم فیلم عروسیشو اورده میبینه دارم شام میپزم شوهرمم بهم کمک میکنه با زور میگه بیاید بشینید الان نگاه کنید گفتم بابا بزار شام بخوریم با خیال راحت بشینیم نه نمیخوام ناراحت شد بعد دیدم اونجوریه نشستم نگاه کردم بعد شام . اون وسطا هی میگه به شوهر ک بیا خودتو ببین قیافتو چجوری میرقصی چجوری اخم کردی یا فلان کردی بعد به من گفتی فلان کار کردی و اینا. بعد نوبت رسید ب فیلم عروسی ۳ سال پیش ما . هی مسخره میکنن مامانم و خواهرم و داداشم و زنش که چقدر بد میرقصی چرا اینجوری میکنید چرا اونجوری میکنید . اخر حرصم دراومد با ارامش گفتم ب مامان یعنی چی واسه هر کارم ی ایراد میزارید مامانمم ناراحت شد . والا صبرمو سر برده بودن هی میگن اونجا قیافت قشنگ بو الان بد شدی نمیفهمن ۳ ماه زایمان کردم فکر میکنه زن خودش همیشه اینجوری میخواد بمونه دیگ هیکلش . حالا مالی هم نیستا ولی خلاصه ‌ . خیلی ناراحتم کردن به دخترمم همش میگن زشت

من تهرانم اونا شهر دیگ . همش التماسشونو میکنم ک بیاید کلاس میزارن که نه واسه چی بیایم بابام ک تو ۳ سال دوبار اومده . روزی چند بار میزنگم ب مامانم یا خواهرم همش میگن باز زنگ زد 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

حالا که خرج کنی یا نکنی یه حرف رو میزنن پس از این به بعد خرج نکن.بعد بهانه بیار قسط و قرض داریم

اخه من دوسشون دارم میگم اونا وضعشون خیلی خوب نیس بزار حداقل اینجا بخورن . شوهرمم امروز رفته کلی میوه خریده تو دلم گفتم دو سه کیلو میخریدی دیگه اینا فردا میرن پشت سرت حرف درمیارن . بخدا خونه ما خوردنی فکر میکنن پول بالاش نمیره مفتی میخریم همه رو تو یکساعت تموم میکنن خونه های خودشون دونه ای میوه میخرن. انقدرم بدم میاد داداشم و زنش هر وقت میان خونه ما میرن رو تختمون میخوابن اخه نمیدونن تخت ی چیز یه واسه زن و شوهر

والله با این تفاسیر فک کنم حسودی میکنن بهتون 

واقعا؟؟ 

تو عروسی داداشم جلو همه خوردم کرد اهنگ قطع شد ی لحظه بهم گفته بودن پولا رو جمع کنم از زمین داشتم شروع میکردم اهنگ تموم شده بود داداشم بلند داد زد بزار باشه نترس تو جمع میکنی بزار باشه با لحن بد منم انداختم زمین . بعد داشتیم میرقصیدیم تو عروسی داداشم جلو دوربین و جلو همه داد میزنه ب شوهرم میگه با حالت مسخره خنده ک چرا اینطوری میرقصی چرا قیافتو اینجوری کردی

از محبت زیاد مرض حاصل میشه.هم بهشون می‌رسی هم التماس میکنی.محلشون نده.خرج اضافی هم نکن که بعدا نسوزی

دلم نمیاد دیگ خاک تو سرم . سه ماه پیش ک زایمان کرده بودم برام دوستم و شوهرم دو بسته بزرگ کاکائو خریده بودن پسر ۷ ساله خواهرم اومده همه رو باز کرد مثل عروسب ریخت زمین بعد برداشت ده تا ده تا پخش کرد خودم و شوهرم نخوردیم تو پنج دقیقه تموم شد کاکائو ۷۰ تومنی .ب خواهرمم میگفت بگیرش میگفت ولش کن نمیده که بعد همون خواهرم ی کف گیر برای همه برنج میکشه خونه خودش دو قاشق خورشت میوه هم ب تعداد یدونه میخره

۳ سال عروسی کردم یک سالم قبلش نامزد بودم

آخه آدم تازه عروسی می‌کنه یا راه‌ دور می‌ره همش دلش تنگ میشه.دوست داره بره با اونا رو بکشه بیاره پیش خودش.برای همین بعضی وقت ها زیاده روی می‌کنه و باج میده.ولی چون خانواده تو شهر خودشونو و باهمن این احساسات رو درک نمیکنن.حتی ممکنه پرتوقع هم بشن.اگه راه دوری سعی کن عادت کنی یا دوست پیدا کنی که از وابستگی هات کم بشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792