من دختریم ۱۷ ساله ک هیچ اختیاری از خودم ندارم...
اجازه رفتن تا سر خیابون تنها ندارم...
برای حجابم نمیتونم ب روش خودم تصمیم بگیرم...
مدرسه عم همیشه مامانم منو میبرد...
خیلیی دلم پره...
چون با یه زندانی فرقی ندارم...
از این میترسم که دانشجو شم باز مامانم تا دانشگاه بیاد...
هیچوقت نمیبخشمشون هیچ وقت...
هر کسی تاپیکمو میبینه دعا کنه تا مامانم معقول تر با هم رفتار کنه از این همه محدودیت احساس خفگی میکنم
احساس پوچی