2777
2789

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

همین الان فکر کردم بابا حنانه صدای شیر آب میمومد از پله ها پایین رفتم رفتم دم در حموم صدا زدم بابامو بعد دست زدم به در در باز شد ولی ترسیدم رفتم ببالا دیدیم مامان و بابام خوابن 


هفته ی پیشم حس کردم یکی موهامو میکشه خوابیدم بعدش دیدم پوست رونم میده بیدار شدم که حرکت کنیم بیایم شیراز ( الان شیرازیم)دیدم پام کبوده


دیشب مه گرفتگی سفید کنار پله دیدم😢😢😢😢😢😢😢😢 

من نه ولی بابای بابابزرگم دیده . توی روستا بودن بعد اینا روز به گودال میکنن همیشه که شب که میشه برن اونجا ماهی هایی که اونجاهنو بگیرن . بعد بابای بابابزرگم رفته سر رودخونه دیده هفت تا چیز کوچولو سیاه دارن اب بازی میکنن و میخندن بعد بابای بابا بزرگم عادت داشته ازین چیزا نمیترسیده بهشون سنگ زده اونا غیب شدن بعدشم کار خودشو کرده ولی میگن بعد ازون اتفاق مریض  شد و چند وقت بعد فوت کرد.

من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت " در تهاجم با زمان آتش زدم ، کشتم" من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم " یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم " من زمقصد ها پی مقصودهای پوچ افتادم " تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم "  من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت . بهارم رفت . عشقم مرد . یارم رفت
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108