مقابله به مثل کردم ۸ سال وخداروشکر ۳ سال پدر شوهر و مادر شوهرم خوب شدن البته پدر شوهر از اولم خوب بود الانم که فهمیدن دوباره باردارم دیگه میرم اونجا همش دورمن با جاریا و خواهر شوهر و برادر شوهرام قهریم
مشکل خاصی نه ولی اینکه اونا منو نمیخوان و بعد اینهمه سال هنوز قبولم نکردن قابل هضم نیس.اصلا نمیتونم بفهمم چرا ازارم میکنن.یه روز خوب یه روز الکی الکی بد!
راستش منم نمیدونم چیکار کنم. خیلی فرق میزارن بین منو جاریم.. من عروس کوچیکه ام. تو عقدم. ولی همش توقع دارن میرم اونجا کارکنم درصورتی که از جاریم میترسن خواهرشوهرمم اصلا بهم محل نمیذاره منم کم میرم اونجا ولی همون قدری که اونجام عذابم میدن