در صورتی که خونه پدر شوهرم همه میرن و میان و احتمال مریض شدن بالاست.اون وسط هم پدر شوهرم یا داره گریه میکنه یا داره بالا میاره که من روحیه اش رو ندارم
از طرف دیگه چون به مادرم اعتراض کردم که حمایت بیش از اندازه از خواهرم میکنی هرچی از دهنش دراومد بهم گفت و الان یه ده روزه با من قهر کرده و به حدی رفتارهایش ناراحتم کرد که به خونریزی افتادم مجبور شدم برم دکتر
الان احساس بی کسی و تنهایی دارم.همیشه خانواده شوهرم اتفاق های خوب زندگی ام رو خراب کردن.این بار هم بارداری ام رو خراب کردن.از طرفی مادر و خواهر بیشعوری دارم که اصلا نمیتونم روشون حساب کنم.